بلای جان حاکمان
دیکتاتورها گزارشهای دروغ را بیشتر دوست دارند!
جعفر شیرعلینیا:
۲۶ آذر ۶۶، هاشمی رفسنجانی جلسهای با فرماندهان سپاه داشت و فرماندهان از مشکلات میگفتند. مرتضی قربانی، فرمانده لشکر۲۵ کربلا که نیروهایش اغلب از استان مازندران بودند، گزارش تلخی به هاشمی داد که او را عصبانی کرد. هاشمی گفت وضع به وخامتی که قربانی توضیح میدهد نیست. گفت ائمهی جماعت و مدیران مازندران به او گفتهاند که حجم کمکها به لشکر۲۵ خیلی زیاد بوده، تا جایی که وضع لشکر آنقدر خوب شده که فقط ده میلیون تومان پسته خریدهاند! قربانی گفت گزارشها در مورد مازندران و لشکر۲۵ کربلا غیرواقعی است؛ «پسته کجا؟ ما برنج برای تغذیهی نیروهای بسیجی نداریم.»
(تکاپوی جهانی برای توقف جنگ،ص ۳۵۹)
غلامعلی رشید در دفترچه یادداشتهای روزانهاش دربارهی دلایل سقوط فاو(بهار ۶۷) اشاره کرده است: «تحلیل درستی از توان رزمی دشمن نداشتیم و باورمان شده بود که تلفات فاو و کربلای۵ باعث شده که دشمن تا مدتها کمر راست نکند.»
(نگین ایران، ش ۲۱)
گزارشهای غیرواقعی، بزرگنماییشده و یا سهلانگارانه بلای بزرگی برای حاکمان و مدیران است. گاهی دلیل گزارشهای غیرواقعی وجود سیستم دیکتاتورمابانه است که در آن گزارشهای غیرواقعی منافعی برای گزارشدهنده دارد که در گزارشهای واقعی نیست.
بهعنوان نمونه، سال ۶۵، ایران تبلیغات زیادی برای تعیین سرنوشت جنگ انجام داده بود اما عملیات کربلای۴ با شکستی سخت این هدف را از دسترس دور کرد. عملیات لو رفته بود و ایرانیها تلفات زیادی دادند اما آنچه فرماندهان عراقی از تلفات ایرانیها به صدام گزارش دادند بسیار بیشتر از اندازهی واقعی آن بود. ژنرال حمدانی از فرماندهان لشکر گارد ریاستجمهوری میگوید حملهی ایران بهکلی شکست خورد و رقابتی میان فرماندهان سپاه سوم و هفتم عراق، که همیشه موفق بودند، پدید آمد. فرمانده سپاه سوم، طالیالدوری، برای اینکه نشان دهد ایران را شکست داده آمار و ارقامی از تلفات فوقالعاده سنگین نیروهای ایران ارائه داد که غیرمنطقی بهنظر میرسید. ماهرعبدالرشید، فرمانده سپاه هفتم، هم میدانست که باید مطابق میل صدام رفتار کند. او هم آمارهای غیرواقعی داد؛ آمارهایی که تقریبا خندهدار بود، اما صدام رضایت داشت چون پس از فاو این دروغگوییها تسکینش میداد. فرماندهان میگفتند با تلفات سنگینی که به ایرانیها وارد شده میتوانیم همه نفس راحتی بکشیم. فرماندهانی که مدتها در جبهه بودند مرخصی رفتند و آمادهباش لغو شد. مردم در جامعه هم آمارها را باور کردند و میگفتند تا ایرانیها عملیات دیگری شروع کنند حداقل ششماه زمان میخواهند. ایرانیها کمتر از دوهفته بعد حمله کردند و دروغها برملا شد. معلوم شد فرماندهان تلفات ایران را دهبرابر بیشتر اعلام کردهاند.
(جنگ صدام، ص ۱۶۲)
گاه سیستم حکومت دیکتاتوری نیست اما فضای رسانهای تنگ و پرخطر است و در این حالت اصحاب رسانه قید ارائهی گزارشهای واقعی را میزنند و دوباره خطر گزارشهای غیرواقعی حکومت را تهدید میکند.
گاه نیز مسئولیتها جدی گرفته نمیشود. از مصاحبههایی که با فرماندهان جنگ داشتهام چنین برداشت میشود که دربارهی فاو و نارساییهای خط دفاعی در این منطقه گاه گزارشهایی سهلانگارانه تهیه میشد که خیال فرماندهان را تاحدودی راحت کرده بود. گاهی نیز گزارشهای واقعی وجود دارد اما مقامات بهدلیل اعتماد بیش از حد به تدبیر خود این گزارشها را نادیده میگیرند. در دفترچه یادداشت سردار رشید یکی دیگر از دلایل سقوط فاو «غرور مفرط به تدبیر خودی و هوشیاری نیروهای خودی» نوشته شده است. دربارهی احتمال حمله به فاو گزارشهای بسیاری به فرماندهان سپاه رسیده بود اما شاید آنها موفقیتشان در جبههی شمالغرب را بهحدی زیاد میدیدند که این گزارشها نظرشان را جلب نمیکرد.
گاهی نیز نداشتن سیستم درست گزارشگیری و اعتماد به منابع غیررسمی، نگاهی غیرواقعی را شکل میدهد؛ مانند برداشت هاشمی از گزارش در مورد خرید پسته.
در ادامهی گفتگوی هاشمی و قربانی که ابتدای بحث آوردم هاشمی به فرماندهان میگوید او نیز خیلی نگران است و خزانه خالی است؛ «در شهر، شاهد صف مردم در مقابل بانکها هستیم. میخواهند از بانک پول دریافت کنند، اما پول نیست. در چنین شرایطی، ۵ میلیارد تومان بدون حسابوکتاب از خزانه دادیم به سپاه که مشکلات یگانها را حل کند.»
(تکاپوی جهانی برای توقف جنگ، ص ۳۶۰)
جالب است که هاشمی با وجود آگاهی از مشکلات کشور، گویی با شنیدن حرف ائمهی جماعت و مدیران مازندران مشعوف میشود و دوست دارد این گزارش واقعی باشد.
(بازنشر به مناسبت چهلوپنجمین سالگشت آغاز جنگ، از کتاب نکتههای تاریخی. )
https://t.me/jafarshiralinia
وبلاگ شخصی فرهاد اردلان...
ما را در سایت وبلاگ شخصی فرهاد اردلان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 9:51